برگ سی و ششم
سلام گل قشنگ مامان .... خوبی؟؟؟ مامانی بعد مدتها اومده توی وبلاگت واست چیز بنویسه .... نفسم ، عزیزم ، کاش بدونی مامان چقــــــــــــــــــدر نگرانته ... همیشه به فکرتم ، اینکه داری توی دلم چیکار میکنی ... همه چیز خوب هست؟... سالمی؟... جات راحته ؟ .... اینا سوالاییه که همیشه توی فکرم میگذره . مامانی ، 18 فروردین ماه دکتر بودم آزمایش مرحله اول غربالگری رو واسم نوشت و سونوم کرد و من برای دومین بار صورت نازتو دیدم ...چقدر بزرگ شده بودی گلم .... دست و پاهای کوچولوتو دائم تکون میدادی ... دکترم قربون صدقت میرفت میگفت ای جااااااانم قدرت خدا رو ببین ، ببین چقدر خوشگلههه ... من...
نویسنده :
BT
1:10


